رد خون شهدای کودک؛ تا چشمه جوشان بیداری ملت

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، فاطمه پارسایی، ۱۳ دی ماه سال ۱۴۰۲ و حادثه تروریستی کرمان بود که تعدادی هم وطن و دختر بچهای یک و نیم ساله در میان آنها با وقوع انفجاری در مسیر گلزار شهدا پر کشیدند و گلبرگهای وجودشان نقش بر زمین شد؛ پدرش پیکر او را از روی کاپشن صورتی رنگ و گوشوارههای قلبی شکلش شناخته بود؛ همان لباسهایی که شب یلدا برایش خریده بودند.
ریحانه سلطان نژاد، دختری که تنها چند ماه بود که راه رفتن را یاد گرفته بود و نمیدانم زمانی که انفجار اتفاق افتاده، در آغوش مادر آرام گرفته بوده است یا روی پاهای نحیفش رهسپار گلزار شهدا بوده؛ اما این را خوب میدانم که پیش از آنکه پایبند این زمین خاکی شود به آسمان پر کشید و کوله باری از آرزو را بر دوش پدر و تنها بازمانده خانواده، باقی گذاشت.
حادثه بمب گذاری گلزار شهدای کرمان ۳۵ شهید کودک و نوجوان داشت و یک سوم از شهدای این حادثه زیر ۱۸ سال سن داشتند، اما ریحانه کوچولو با تصویر مظلومانه و کودکانه اش به نمادی از شهدای کودک آن حادثه مبدل شد.
جنگ تحمیلی اسرائیل علیه ایران و ۴۷ شهید کودک
حوالی ساعت ۴ صبح جمعه ۲۳ خرداد ماه سال جاری بود که غرش صداهایی مهیب، تهران و ایران را برای ساعاتی شوکه کرد. صداهایی که شیپور جنگ تحمیلی رژیم سفاک صهیونیست علیه ایران را به صدا در آورد و به مدت ۱۲ روز، سهمگینترین صداهارا جایگزین نجوای لالایی در گوش کودکان این سرزمین کرد.
دشمنی که نه تنها خواب شب طفلهای زیادی را پریشان، بلکه کودکانی را در آغوش مادر به خوابی ابدی تبعید کرد، از رایان قاسمیان ۲ ماهه که کوچکترین شهید این جنگ بود تا دهها و دهها کودک دیگری که مورد تخاصم دشمن این آب و خاک قرار گرفته و پرکشیدند.
هم وطن معترض است، اما آشوب نمیکند
در هفتههای اخیر بود که دشمن از اعتراضی داخلی، با هدف دیرینه خود که آسیب به سرمایههای اجتماعی و ویرانی این مرز و بوم است، دست به آشوب و فتنهگری زد.
هجدهم دی ماه بود که ملینا اسدی دختر بچهای سه ساله، در کرمانشاه و در آغوش پدر هنگام خرید دارو از داروخانه با شلیک گلوله، قلب کوچکش برای همیشه از تپیدن باز ایستاد.
نوزدهم دی ماه، بهار سیفی نیز کودک دوساله ای، نیشابوری بود که در ساعت ۱۰ و نیم شامگاه، هنگامی که همراه برادرش برای گذاشتن کیسه زباله وارد محله شده بود، بر اثر اصابت گلوله گروههای تروریستی مسلح زخمی، و پس از سه روز در بیمارستان به شهادت رسید.
کودکی که خدا می داند شاید، چقدر شیرین زبانی کرده است تا برادر را راضی کند که همراهش برای دقیقه ای به بیرون برود اما دشمن تمام آن ثانیه های دلچسب خواهر و برادری کنار یکدیگر را، به کابوسی هولناک مبدل کرد.
و آنیلا ابوطالبیان ۸ ساله، همان تاریخ، همان دشمن اما این بار در کف خیابان های اصفهان، فرشته ی معصومی که با دستان کوچکش آخرین مشق هایش را نوشته بود و قلبی کوچک بر دفترش کشید و از خانه بیرون آمد و دشمن با اصابت گلوله در آغوش مادر بزرگ اورا به شهادت رساند.
پدر ملینا گفته بود(( اینها کار دشمن است و هم وطن با هم وطن از این کارها نمیکند))، چرا که دشمن بارها و بارها با هدف قرار دادن کودکان این سرزمین خوی وحشیانه و چهرهی پست و پلید خود را آشکار ساخته است و در این حوادث اخیر نیز با به خون کشیدن قامت کوچک این طفل های معصوم، در کنار تخریبها و کشته های دیگری که بر دستان مردم باقی گذاشتند، باری دیگر مهرهای تاییدی بر سند عریض و طویل اعمال شوم خود زد.
جنگ هنوز ادامه دارد، اما ملت ایران هوشیار است
مام میهن سالیان درازی است که در کشاکش جنگ با دشمن قرار دارد، این دشمن و تروریسم، بارها لباس رزم تغییر داده و از پشت مرزها تا کف خیابانهای کشور و در بستر رسانهها تلاش کرده است که به زعم کج اندیش خود جولانی دهد و آرامش و آینده این مردم را نشانه گیرد، اما هر بار با موج عظیم قدرت و اتحاد ملت ایران انگشت بر دهان مانده و در مقابل عظمت آنها بیش از پیش درمانده است.
اجتماع میلیونی مردم ایران از اقشار و سنین مختلف و متکثر جامعه در ۲۲ دی ماه امسال و پس از اعمال شرمانه دشمن تروریست در روزهای اخیر کشور، باری دیگر نقطهی عطفی در تاریخ این سرزمین و اعلام شکست همیشگی پروژههای دشمن علیه ملت بود.
بی شک خون تمامی شهدایی که در طی وقایع مختلف کشور به درجه رفیع شهادت نائل گردیدند از جمله بیش از ۱۰۰ شهیدی که در حوادث اخیر آسمانی شدند، با دمیدن در آگاهی و ایمان ملت، آبیاری کننده شجرهی طیبهای خواهد بود که ریشه کن شدن دشمنان ابدی این مرز و بوم، اسرائیل و آمریکا را رقم خواهد زد.
روش نوشته بوده made in Israel?
و این که تو اغتشاش ها رفته بستنی بخره بعد بچه رو دم در ول کرده رفته؟